0

تمدید قرارداد VMware و تغییر استراتژی زیرساخت سازمان‌ها

بازدید 18

بازنگری زیرساخت سازمان ها در آستانه تمدید لایسنس VMware

زمان تمدید قرارداد VMware برای خیلی از سازمان ها دیگر یک کار اداری ساده نیست. تغییر مدل های صدور مجوز، افزایش هزینه ها پس از خرید VMware توسط Broadcom و ابهام درباره آینده پشتیبانی، مدیران فناوری اطلاعات را وادار کرده تا استراتژی زیرساخت، معماری مجازی سازی، زیرساخت ابری و حتی برنامه مهاجرت از VMware را دوباره بررسی کنند.

قبلا تیم فناوری اطلاعات پیش فاکتور را می گرفت، بودجه را هماهنگ می کرد و قرارداد ادامه پیدا می کرد؛ تمام! اما حالا پای سؤال های جدی تری وسط است. آیا ادامه دادن هنوز از نظر مالی منطقی است؟ آیا همه قابلیت های بسته جدید واقعا استفاده می شوند؟ و مهم تر از همه، اگر قرار باشد تغییری انجام شود، بهترین زمان برای شروع چه موقع است؟

مطالعه مقاله قبلی در دسته بندی تکنولوژی با عنوان بزرگ ترین مانع استقرار هوش مصنوعی و راهکار عبور از آن.

تمدید قرارداد، حالا یک تصمیم استراتژیک است

در بسیاری از شرکت ها، VMware سال ها ستون اصلی دیتاسنتر بوده است. سرورها، ابزارهای مدیریتی، فرآیندهای پشتیبان گیری، برنامه بازیابی بحران و مهارت های تیم فنی، همگی کم وبیش به این پلتفرم وابسته اند. به همین دلیل کنار گذاشتن آن شبیه عوض کردن یک نرم افزار معمولی نیست.

بااین حال، تغییراتی که بعد از ورود Broadcom اتفاق افتاد، نگاه سازمان ها را عوض کرده است. ساده سازی محصولات و حرکت به سمت بسته های اشتراکی شاید برای بعضی مشتریان مفید باشد، اما برای برخی دیگر می تواند به معنای خرید امکاناتی باشد که عملا به آن ها نیازی ندارند.

همین موضوع باعث شده تمدید قرارداد VMware به نقطه ای برای محاسبه دوباره هزینه کل مالکیت تبدیل شود. قیمت مجوز تنها بخش ماجراست. هزینه سخت افزار، ذخیره سازی، شبکه، آموزش، نیروی متخصص، پشتیبانی و زمان ازکارافتادگی احتمالی هم باید وارد محاسبات شوند.

از طرف دیگر، تصمیم عجولانه برای مهاجرت هم می تواند حسابی دردسر درست کند. زیرساخت فعلی احتمالا طی سال ها شکل گرفته و ده ها وابستگی پنهان دارد. پس انتخاب واقعی بین «ماندن» و «رفتن فوری» نیست؛ سازمان باید مسیرهای میانی، مهاجرت مرحله ای و معماری چندسکویی را هم بررسی کند.

چرا قیمت تنها مسئله سازمان ها نیست؟

بحث هزینه خیلی زود توجه مدیران را جلب می کند، اما نگرانی های سازمانی فقط به رقم فاکتور محدود نیست. شرکت ها می خواهند بدانند در چند سال آینده چه محصولاتی پشتیبانی می شوند، نقشه راه پلتفرم چیست و آیا شرکای تجاری فعلی همچنان قادر به ارائه خدمات خواهند بود یا نه.

قابلیت پیش بینی برای تیم فناوری اطلاعات حیاتی است. وقتی بودجه، ظرفیت پردازشی و پروژه های آینده از چند ماه قبل برنامه ریزی می شوند، تغییر ناگهانی در مدل مجوز می تواند کل نقشه را به هم بریزد. این وضعیت به خصوص برای سازمان های بزرگ، مراکز درمانی، بانک ها و مجموعه های دولتی حساس تر است.

موضوع دیگر، قفل شدن روی یک فروشنده است. اگر بیشتر سرویس ها، ابزارهای عملیاتی و مهارت های کارکنان حول یک اکوسیستم ساخته شده باشند، قدرت انتخاب سازمان پایین می آید. در چنین شرایطی حتی اگر گزینه بهتری در بازار وجود داشته باشد، هزینه و پیچیدگی جابه جایی ممکن است مانع تصمیم شود.

به همین دلیل، مدیران باتجربه از این فرصت برای بازبینی کامل استراتژی زیرساخت استفاده می کنند. آن ها فقط دنبال یک جایگزین ارزان نیستند؛ هدف این است که وابستگی ها کمتر شود، امکان جابه جایی بارهای کاری بالا برود و زیرساخت برای نیازهای آینده انعطاف بیشتری داشته باشد.

قبل از مهاجرت از VMware چه چیزهایی باید بررسی شود؟

اولین قدم، تهیه فهرست دقیق دارایی هاست. سازمان باید بداند چه ماشین های مجازی در حال اجرا هستند، هرکدام به چه منابعی نیاز دارند و کدام سرویس ها برای کسب وکار حیاتی اند. بدون این تصویر، هر برآوردی درباره هزینه یا زمان مهاجرت بیشتر شبیه حدس زدن است.

قدم بعدی، پیدا کردن وابستگی هاست. ممکن است یک نرم افزار قدیمی فقط روی نسخه مشخصی از سیستم عامل کار کند یا ابزار پشتیبان گیری با پلتفرم جدید سازگار نباشد. حتی تنظیمات شبکه و امنیت هم می توانند مهاجرتی ظاهرا ساده را به پروژه ای چندماهه تبدیل کنند.

بعد نوبت دسته بندی بارهای کاری می رسد. همه برنامه ها قرار نیست به یک مقصد بروند. بخشی می تواند روی پلتفرم مجازی سازی دیگری اجرا شود، بخشی مناسب کانتینر است و گروهی هم شاید بهتر باشد به زیرساخت ابری عمومی یا خصوصی منتقل شود.

این دسته بندی یک مزیت مهم دارد: پروژه مهاجرت از VMware از حالت «همه یا هیچ» خارج می شود. تیم می تواند با سرویس های کم ریسک شروع کند، مشکلات واقعی را ببیند و بعد به سراغ سامانه های حساس تر برود. این روش هم فشار روی کارکنان را کم می کند و هم احتمال اختلال را پایین می آورد.

نباید نقش مهارت های تیم را هم دست کم گرفت. ممکن است فناوری جایگزین روی کاغذ عالی باشد، اما اگر هیچ کس در سازمان تجربه کار با آن را نداشته باشد، هزینه آموزش و ریسک عملیاتی بالا می رود. انتخاب پلتفرم باید با توانایی جذب نیرو، آموزش کارکنان و دسترسی به پشتیبانی محلی هماهنگ باشد.

ماندن با VMware هم می تواند انتخاب درستی باشد

تمام این بحث ها به این معنی نیست که هر سازمانی باید VMware را کنار بگذارد. برای مجموعه هایی که از قابلیت های پیشرفته استفاده می کنند، تیم ماهر دارند و هزینه جابه جایی شان بسیار بالاست، ماندن احتمالا همچنان منطقی ترین گزینه خواهد بود.

نکته اینجاست که ادامه همکاری باید آگاهانه باشد، نه از روی عادت. هنگام تمدید قرارداد VMware لازم است میزان استفاده واقعی از امکانات، ظرفیت موردنیاز و رشد چند سال آینده مشخص شود. گاهی اصلاح طراحی یا حذف منابع بدون استفاده، فشار مالی قرارداد جدید را تا حدی جبران می کند.

مذاکره بهتر هم به داده دقیق نیاز دارد. وقتی سازمان بداند چه تعداد هسته پردازشی، چه سطحی از پشتیبانی و کدام قابلیت ها برایش ضروری است، راحت تر می تواند پیشنهاد فروشنده را ارزیابی کند. در غیر این صورت، احتمال خرید یک بسته بزرگ تر از نیاز واقعی بالا می رود.

برخی شرکت ها نیز مدل ترکیبی را انتخاب می کنند. سرویس های حساس روی VMware باقی می مانند، اما پروژه های جدید روی پلتفرم های دیگر یا زیرساخت ابری ساخته می شوند. این رویکرد وابستگی را به تدریج کاهش می دهد، بدون اینکه عملیات روزانه ناگهان زیرورو شود.

جایگزین های VMware باید در دنیای واقعی آزمایش شوند

بازار مجازی سازی فقط یک گزینه ندارد. راهکارهای مبتنی بر ماشین مجازی، پلتفرم های ابر خصوصی، زیرساخت همگرا و فناوری های متن باز هرکدام مزایا و محدودیت های خودشان را دارند. انتخاب درست به اندازه سازمان، نوع برنامه ها، الزامات امنیتی و بودجه بستگی دارد.

دموی فروشنده برای تصمیم نهایی کافی نیست. بهتر است یک محیط آزمایشی واقعی ساخته شود و چند بار کاری مشابه سرویس های سازمان روی آن اجرا شوند. عملکرد ذخیره سازی، شبکه، پشتیبان گیری، مدیریت دسترسی، مانیتورینگ و بازیابی بحران باید عملا سنجیده شود.

هزینه های پنهان را هم باید جدی گرفت. یک محصول ممکن است مجوز ارزان تری داشته باشد، اما برای رسیدن به سطح امکانات فعلی به ابزارهای جانبی نیاز پیدا کند. اگر هزینه آموزش، مشاوره، توسعه فرآیندها و تغییر تجهیزات اضافه شود، تصویر نهایی کاملا متفاوت خواهد بود.

در برنامه مهاجرت از VMware، قابلیت بازگشت اهمیت زیادی دارد. اگر آزمایش موفق نبود یا یک ناسازگاری جدی پیدا شد، تیم باید بتواند سرویس را بدون خسارت سنگین به محیط قبلی برگرداند. اجرای پایلوت کوچک و داشتن نسخه پشتیبان معتبر، این ریسک را کنترل می کند.

ابر و کانتینرها همه مشکلات را حل نمی کنند

وقتی صحبت از تغییر زیرساخت می شود، بعضی ها سریع سراغ زیرساخت ابری می روند. ابر می تواند مقیاس پذیری و سرعت راه اندازی را بهتر کند، اما لزوما همیشه ارزان تر نیست. بارهای کاری ثابت و پرمصرف ممکن است در دیتاسنتر داخلی هزینه قابل کنترل تری داشته باشند.

کانتینرها هم جذاب اند، به خصوص برای برنامه های جدید. بااین حال، تبدیل یک نرم افزار قدیمی به معماری کانتینری فقط با چند کلیک انجام نمی شود. گاهی لازم است خود برنامه بازطراحی شود و این کار هزینه، زمان و نیروی متخصص می خواهد.

بهترین استراتژی زیرساخت معمولا ترکیبی است. بعضی سرویس ها در دیتاسنتر داخلی می مانند، بخشی وارد ابر خصوصی می شوند و برنامه های مناسب به ابر عمومی می روند. هدف نباید دنبال کردن مد روز باشد؛ هدف، قرار دادن هر بار کاری در مناسب ترین محیط است.

این نگاه ترکیبی قدرت چانه زنی سازمان را هم افزایش می دهد. وقتی امکان اجرای سرویس ها در چند محیط وجود داشته باشد، تغییرات یک فروشنده کمتر می تواند کل کسب وکار را تحت فشار قرار دهد. انعطاف پذیری دقیقا همان چیزی است که بسیاری از مدیران حالا دنبالش هستند.

زمان بندی، مهم تر از انتخاب برند است

اشتباه رایج این است که سازمان چند هفته مانده به پایان قرارداد تازه بررسی گزینه ها را شروع کند. ارزیابی فنی، آزمایش، خرید تجهیزات و آموزش تیم در چنین بازه کوتاهی تقریبا غیرممکن است. نتیجه هم معمولا یک تمدید اضطراری و گران خواهد بود.

برنامه ریزی بهتر باید دست کم چند ماه زودتر آغاز شود. تیم های مالی، امنیت، شبکه، عملیات و توسعه باید از همان ابتدا درگیر باشند. تصمیم زیرساختی فقط مسئولیت مدیر دیتاسنتر نیست؛ هر تغییر می تواند روی دسترسی مشتریان، انطباق قانونی و درآمد شرکت اثر بگذارد.

در این مرحله، داشتن یک نقشه راه چندساله کمک بزرگی می کند. سازمان می تواند مشخص کند کدام سرویس ها فعلا باقی بمانند، کدام ها بازنشسته شوند و چه برنامه هایی برای انتقال آماده اند. این نقشه باید قابل اصلاح باشد، چون فناوری و نیاز کسب وکار ثابت نمی ماند.

حتی اگر نتیجه نهایی ادامه همکاری با Broadcom و VMware باشد، همین ارزیابی ارزشمند است. سازمان تصویر دقیق تری از دارایی ها، هزینه ها و نقاط ضعف خود پیدا می کند و برای مذاکره های بعدی آماده تر خواهد بود.

فرصتی برای ساختن زیرساختی منعطف تر

فشار ناشی از تمدید مجوز شاید در نگاه اول خبر خوشی نباشد، اما می تواند محرک یک تغییر مفید باشد. سال هاست بسیاری از شرکت ها پروژه های بهینه سازی را عقب می اندازند، چون محیط فعلی «فعلا کار می کند». حالا بهانه خوبی برای مرتب کردن این وضعیت وجود دارد.

سازمان هایی که با عجله واکنش نشان نمی دهند و تصمیم را بر پایه داده می گیرند، شانس بیشتری برای موفقیت دارند. آن ها هزینه واقعی هر گزینه را محاسبه می کنند، فناوری های جایگزین را آزمایش می کنند و برای مهارت های انسانی به اندازه سخت افزار اهمیت قائل می شوند.

در نهایت، تمدید قرارداد VMware فقط درباره یک محصول یا فروشنده نیست. این اتفاق آزمونی برای بلوغ فناوری اطلاعات سازمان است؛ اینکه آیا زیرساخت بر اساس عادت اداره می شود یا بخشی زنده و قابل تغییر از کسب وکار به حساب می آید.

یک استراتژی زیرساخت خوب، سازمان را مجبور نمی کند امروز همه چیز را عوض کند. در عوض، امکان انتخاب ایجاد می کند تا اگر فردا قیمت، فناوری یا نیازهای کسب وکار تغییر کرد، تیم بدون ترس و آشفتگی مسیر تازه ای را شروع کند.

برای دریافت جدیدترین اخبار تکنولوژی با مجله هوش مصنوعی با ما همراه باشید

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید