«توییت» از راه می رسد؛ تلاش جسورانه برای بازسازی حال وهوای توییتر قدیمی
بعد از تغییرات بزرگ توییتر و تبدیل شدن آن به ایکس، خیلی ها هنوز دنبال یک جایگزین ساده، سریع و آشنا می گردند. حالا پلتفرمی با نام توییت می خواهد همان حس وحال دوست داشتنی را برگرداند؛ یک شبکه اجتماعی تازه که ابتدا با نام Bluebird معرفی شد، اما قرار نیست لوگوی پرنده آبی یا ظاهر قدیمی توییتر را عیناً تکرار کند.
سازندگان این پروژه می گویند هدفشان ساختن یک کپی بی روح نیست. آن ها می خواهند ویژگی هایی را که کاربران در توییتر قدیمی دوست داشتند، با قوانین شفاف تر، مدیریت بهتر محتوا و فضای دوستانه تر ترکیب کنند. خلاصه قرار نیست ماشین زمان روشن شود؛ ایده اصلی این است که تجربه ای آشنا با استانداردهای امروزی شکل بگیرد.
مطالعه مقاله قبلی در دسته بندی کامپوتر با عنوان آمازون تا ۲۰۲۹ بیش از ۳ میلیون تراشه انویدیا می خرد.
یک آزمایش بزرگ برای بازگرداندن گفت وگوهای واقعی
رئیس پروژه، راه اندازی این پلتفرم را یک «آزمایش بزرگ» توصیف کرده است. دلیل این انتخاب هم روشن است؛ بازار شبکه های اجتماعی دیگر مثل چند سال قبل نیست. کاربران بین چندین سرویس مختلف پخش شده اند و هرکدام انتظارها، حساسیت ها و عادت های متفاوتی دارند.
بعضی ها محیطی کاملاً آزاد می خواهند، عده ای از بحث های بی پایان و حساب های جعلی خسته شده اند و گروه دیگری فقط دنبال جایی هستند که بتوانند بدون دردسر درباره فیلم، فوتبال، فناوری یا اتفاق های روز حرف بزنند. راضی کردن همه این آدم ها اصلاً کار راحتی نیست.
توییت می خواهد روی همان چیزی تمرکز کند که زمانی توییتر را جذاب کرده بود: نوشته های کوتاه، واکنش سریع، دنبال کردن اتفاق ها در لحظه و شکل گرفتن گفتگو میان آدم هایی که شاید هیچ وقت در دنیای واقعی همدیگر را نبینند.
این مدل ساده به نظر می رسد، ولی اجرای درستش کلی دردسر دارد. یک سرویس اجتماعی باید هم سریع باشد، هم جلوی سوءاستفاده را بگیرد، هم آزادی بیان را حفظ کند و هم آن قدر شلوغ نشود که کاربر تازه وارد همان دقیقه اول فرار کند.
تیم سازنده می گوید تصمیم های مهم را قدم به قدم و با بازخورد کاربران خواهد گرفت. یعنی به جای اینکه همه چیز از همان روز اول قطعی باشد، امکانات و سیاست ها در طول مسیر تغییر می کنند. این رویکرد کمی پرریسک است، اما می تواند جلوی تکرار بعضی اشتباه های پلتفرم های بزرگ را بگیرد.
به زبان خودمانی، سازندگان فعلاً نسخه نهایی موفقیت را در جیب ندارند. آن ها یک ایده دارند، یک جامعه اولیه ساخته اند و می خواهند ببینند کاربران واقعاً چه چیزی لازم دارند. همین صداقت شاید یکی از نقاط قوت پروژه باشد.
چرا نام Bluebird کنار گذاشته شد؟
نام اولیه پروژه، خیلی مستقیم آدم را یاد پرنده آبی معروف می انداخت. همین شباهت از نظر تبلیغاتی جذاب بود، چون بدون توضیح اضافه مشخص می کرد با چه نوع سرویسی طرف هستیم. بااین حال، ادامه دادن مسیر با این نام می توانست مشکلات زیادی ایجاد کند.
مهم ترین مسئله، هویت مستقل پلتفرم بود. اگر یک سرویس از روز نخست خودش را به نمادهای یک برند قدیمی بچسباند، کاربران همیشه آن را با نسخه اصلی مقایسه می کنند. آن وقت هر تغییر کوچک با جمله هایی مثل «قبلاً بهتر بود» یا «این که همان توییتر نیست» روبه رو می شود.
از طرف دیگر، نام ها و نشان های تجاری داستان ساده ای ندارند. حتی اگر بخشی از هویت بصری یک برند کمتر استفاده شود، به این معنی نیست که هر شرکت دیگری می تواند آن را بدون دردسر بردارد. ورود به چنین دعوایی می توانست زمان و سرمایه پروژه را ببلعد.
به همین خاطر نام Tweet یا همان «توییت» انتخاب شد؛ واژه ای کوتاه، روشن و آشنا که مستقیماً به نوشتن پیام های کوتاه اشاره می کند. این نام هنوز حس ارتباط سریع را منتقل می کند، اما الزاماً کاربران را به یک لوگو یا ترکیب رنگ مشخص محدود نمی سازد.
البته انتخاب این واژه هم بحث برانگیز است. «توییت» سال ها با توییتر گره خورده و خیلی ها آن را بخشی از فرهنگ همان سرویس می دانند. تیم پروژه معتقد است این کلمه حالا وارد زبان روزمره شده و معنایی فراتر از یک برند پیدا کرده است.
اینکه چنین استدلالی از نظر حقوقی و تجاری چقدر محکم باشد، موضوعی است که احتمالاً در آینده بیشتر درباره اش می شنویم. فعلاً سازندگان ترجیح داده اند به جای تأکید روی گذشته، درباره کاربرد محصول حرف بزنند.
پرنده آبی معروف برنمی گردد
شاید مهم ترین سؤال کاربران این باشد که آیا لوگوی پرنده آبی دوباره ظاهر می شود یا نه. پاسخ کوتاه تیم سازنده منفی است. پلتفرم تازه قصد ندارد آن نماد را به عنوان نشان اصلی خودش استفاده کند.
این تصمیم فقط برای دورماندن از دردسرهای احتمالی نیست. پرنده آبی یک خاطره جمعی بزرگ ساخته و استفاده دوباره از آن، انتظارات سنگینی ایجاد می کند. خیلی ها ممکن است تصور کنند همان شرکت، همان مدیران یا همان سیستم قبلی برگشته است؛ درحالی که با پروژه ای مستقل روبه رو هستیم.
سازندگان می خواهند «توییت» شخصیت بصری مخصوص خودش را داشته باشد. هنوز ممکن است در طراحی ها نشانه هایی از سرعت، گفتگو یا حرکت دیده شود، اما قرار نیست یک پرنده آبی دیگر وسط صفحه بنشیند و ادای گذشته را دربیاورد.
این انتخاب منطقی به نظر می رسد. نوستالژی می تواند توجه اولیه زیادی جذب کند، ولی برای نگه داشتن کاربران کافی نیست. مردم شاید برای دیدن یک لوگوی خاطره انگیز ثبت نام کنند، اما فقط زمانی می مانند که محصول سریع، امن و واقعاً سرگرم کننده باشد.
ضمن اینکه بازار امروز پر از گزینه است. کاربران مجبور نیستند یک سرویس ضعیف را تحمل کنند. اگر رابط کاربری گیج کننده باشد، محتوای جذابی پیدا نشود یا مزاحمت ها زیاد باشند، حذف برنامه فقط چند ثانیه طول می کشد.
بنابراین فاصله گرفتن از نماد قدیمی می تواند فرصتی برای ساختن یک هویت تازه باشد. پلتفرم جدید باید با عملکرد خودش شناخته شود، نه با لوگویی که اعتبارش را جای دیگری به دست آورده است.
«توییت» قرار است چه تجربه ای ارائه کند؟
هسته اصلی سرویس روی انتشار نوشته های کوتاه می چرخد. کاربران می توانند نظر بدهند، به نوشته دیگران پاسخ دهند، موضوعات موردعلاقه خود را دنبال کنند و محتوای مهم را دوباره به جریان گفتگو برگردانند.
اما تقلید صرف از قابلیت های قدیمی کافی نیست. تیم توسعه باید مشخص کند الگوریتم نمایش محتوا چگونه کار می کند، تبلیغات تا چه اندازه وارد تایم لاین می شوند و حساب های پیشنهادی بر چه اساسی انتخاب خواهند شد.
یکی از مشکلات اصلی شبکه های بزرگ این است که کاربر دقیقاً نمی داند چرا یک پست را می بیند. الگوریتم ها معمولاً محتوایی را بالا می آورند که واکنش بیشتری می گیرد؛ حتی اگر آن واکنش از جنس عصبانیت، دعوا یا اطلاعات غلط باشد.
پلتفرم تازه وعده داده کنترل بیشتری به کاربران بدهد. وجود یک فید زمانی واقعی، ابزارهای دقیق برای بی صداکردن موضوعات و امکان مدیریت بهتر پاسخ ها می تواند محیط آرام تری بسازد. البته وعده دادن آسان است و کیفیت اجرای این امکانات اهمیت بیشتری دارد.
موضوع مدیریت محتوا هم حسابی حساس خواهد بود. اگر قوانین بیش ازحد سخت گیرانه باشند، بخشی از کاربران احساس می کنند صدایشان شنیده نمی شود. اگر قوانین خیلی شل باشند، حساب های مزاحم، آزار آنلاین و محتوای خطرناک خیلی زود فضا را می گیرند.
رئیس پروژه گفته است سیاست های نظارتی باید واضح و قابل فهم باشند. کاربر باید بداند چرا یک محتوا حذف شده، چرا حسابی محدود شده و چگونه می تواند درخواست بررسی دوباره ثبت کند. شفافیت در این بخش شاید مهم تر از تعداد قابلیت های جذاب باشد.
تفاوت یک جامعه سالم با یک تایم لاین شلوغ
بزرگ شدن سریع همیشه نشانه موفقیت نیست. یک سرویس ممکن است میلیون ها ثبت نام داشته باشد، اما اگر کاربران فعال نباشند یا تعامل واقعی شکل نگیرد، این اعداد فقط برای ارائه های تبلیغاتی جذاب اند.
تیم «توییت» ظاهراً می خواهد اول یک جامعه قابل کنترل بسازد و بعد سراغ رشد گسترده برود. ورود تدریجی کاربران اجازه می دهد مشکلات فنی، رفتارهای مخرب و نقاط ضعف قوانین زودتر شناسایی شوند.
این روش یک ایراد هم دارد: شبکه اجتماعی بدون آدم های کافی، خالی و حوصله سربر به نظر می رسد. ارزش چنین محصولی به حضور دیگران وابسته است. اگر دوستان، نویسندگان محبوب یا منابع خبری در آن نباشند، دلیل زیادی برای برگشتن روزانه وجود ندارد.
پس پروژه باید بین رشد و کیفیت تعادل برقرار کند. دعوت نامه، فهرست انتظار و عرضه مرحله ای می توانند جلوی هجوم ناگهانی را بگیرند، ولی نباید حس یک باشگاه بسته و دست نیافتنی ایجاد کنند.
حضور تولیدکنندگان محتوا هم تعیین کننده خواهد بود. روزنامه نگاران، هنرمندان، توسعه دهندگان، ورزشکاران و متخصصان حوزه های مختلف همان افرادی هستند که گفتگوهای تازه راه می اندازند. بدون آن ها، تایم لاین خیلی زود به مجموعه ای از سلام کردن ها و آزمایش دکمه ها تبدیل می شود.
درآمدزایی بدون خراب کردن تجربه کاربر
راه اندازی و نگهداری یک شبکه اجتماعی ارزان نیست. سرورها، امنیت، تیم پشتیبانی، بررسی گزارش ها و توسعه قابلیت های جدید همگی هزینه دارند. دیر یا زود، «توییت» باید یک مدل درآمدی قابل دوام پیدا کند.
تبلیغات واضح ترین گزینه است، اما همین گزینه می تواند تجربه کاربری را خراب کند. وقتی هر چند پست یک تبلیغ ظاهر شود یا الگوریتم برای پول بیشتر محتوای جنجالی نشان دهد، اعتماد کاربران خیلی سریع از بین می رود.
اشتراک پولی راه دیگری است. امکاناتی مثل شخصی سازی بیشتر، ابزارهای حرفه ای انتشار، آمار دقیق یا حذف تبلیغات می توانند در بسته اشتراکی قرار بگیرند. بااین حال، قابلیت های پایه نباید آن قدر محدود شوند که کاربران عادی احساس کنند به شهروند درجه دو تبدیل شده اند.
پرداخت مستقیم به تولیدکنندگان محتوا، فروش خدمات حرفه ای و ارائه ابزارهای ویژه برای سازمان ها هم گزینه های احتمالی اند. ترکیب چند مدل درآمدی معمولاً امن تر از وابستگی کامل به تبلیغات است.
فعلاً مهم ترین سرمایه این پلتفرم اعتماد کاربران خواهد بود. اگر تصمیم های مالی شفاف باشند و هر تغییر ناگهانی از بالا تحمیل نشود، جامعه راحت تر آن را می پذیرد.
رقابت سخت تر از چیزی است که به نظر می رسد
تلاش برای ساختن جانشین توییتر اتفاق تازه ای نیست. در سال های اخیر سرویس های زیادی با شعار آزادی بیشتر، حریم خصوصی بهتر یا مدیریت غیرمتمرکز وارد میدان شده اند. بعضی از آن ها موج بزرگی ساختند، اما حفظ توجه کاربران برایشان دشوار بود.
مشکل اینجاست که جابه جایی از یک شبکه اجتماعی فقط نصب برنامه ای تازه نیست. کاربر باید دوباره حساب های موردعلاقه اش را پیدا کند، مخاطب بسازد و عادت های روزانه اش را تغییر دهد. بیشتر مردم حوصله انجام چندباره این کار را ندارند.
نام آشنای «توییت» می تواند این مانع را کمی کوچک تر کند. کاربران از قبل می دانند با چه مدل محتوایی روبه رو می شوند و لازم نیست کاربرد اصلی سرویس برایشان توضیح داده شود.
ولی همین آشنایی ممکن است علیه پروژه عمل کند. هر ایراد تازه با بهترین روزهای توییتر قدیمی مقایسه خواهد شد. حتی اگر آن تصویر نوستالژیک کاملاً دقیق نباشد، باز هم رقابت با یک خاطره ایده آل شده تقریباً غیرممکن است.
برای موفقیت، پلتفرم باید چیزی بیشتر از حس گذشته ارائه کند. سرعت مناسب، قوانین قابل اعتماد، ابزارهای کنترل محتوا و جامعه ای فعال همان چیزهایی هستند که آینده آن را تعیین می کنند.
آیا کاربران واقعاً به توییتر جدید نیاز دارند؟
جواب این سؤال برای هرکس متفاوت است. بعضی ها با سرویس های فعلی راحت اند و دلیلی برای مهاجرت نمی بینند. بعضی دیگر هنوز جای خالی یک محیط ساده و متن محور را حس می کنند؛ جایی که خبرها سریع پخش شوند و گفتگو زیر انبوه ویدئوهای پیشنهادی گم نشود.
برای گروه دوم، این پروژه می تواند جذاب باشد. ایده بازگشت به پیام های کوتاه و گفتگوهای زنده هنوز ظرفیت زیادی دارد. مردم همچنان دوست دارند درباره یک مسابقه، رویداد خبری یا مراسم بزرگ همان لحظه با بقیه حرف بزنند.
بااین حال، عبارت توییتر جدید نباید فقط یک شعار تبلیغاتی باشد. محصول باید ثابت کند از مشکلات گذشته درس گرفته است. مقابله با حساب های جعلی، مزاحمت سازمان یافته، اطلاعات نادرست و دست کاری الگوریتمی کارهای کوچکی نیستند.
موفقیت همچنین به رفتار مدیران بستگی دارد. تغییر ناگهانی قوانین یا قابلیت ها می تواند اعتماد جامعه را نابود کند. کاربران دوست دارند احساس کنند در ساختن محیط نقش دارند، نه اینکه فقط تماشاگر تصمیم های غیرقابل پیش بینی باشند.
آینده این شبکه اجتماعی چطور رقم می خورد؟
در حال حاضر بهتر است کمی محتاط باشیم. ایده جذاب است، نام به راحتی در ذهن می ماند و بازار هم هنوز برای یک سرویس متن محور با مدیریت خوب جا دارد. اما فاصله میان ایده جذاب و محصول موفق خیلی زیاد است.
ماه های نخست نشان می دهند زیرساخت فنی تا چه اندازه آماده است. اگر سرویس هنگام هجوم کاربران از دسترس خارج شود یا باگ های آزاردهنده داشته باشد، هیجان اولیه خیلی زود فروکش می کند.
بعد از آن نوبت جامعه است. کیفیت گفتگوها، سرعت رسیدگی به گزارش ها و توانایی کاربران برای کنترل تجربه شخصی خودشان مشخص می کند این فضا قابل ماندن هست یا نه.
کنارگذاشتن پرنده آبی هم تصمیم مهمی محسوب می شود. این کار کمک می کند پروژه از زیر سایه گذشته بیرون بیاید و مسئولیت ساختن هویت خودش را بپذیرد. دیگر نمی تواند همه چیز را با نوستالژی جلو ببرد.
«توییت» شاید جانشین مستقیم هیچ پلتفرمی نشود، اما می تواند برداشت تازه ای از یک شبکه اجتماعی عمومی ارائه دهد. فضایی که در آن متن کوتاه، گفتگوی سریع و کنترل بیشتر کاربر دوباره اهمیت پیدا کند.
فعلاً با یک آزمایش بزرگ طرفیم؛ آزمایشی که ممکن است شکست بخورد، شکل دیگری پیدا کند یا واقعاً به خانه تازه طرفداران گفتگوهای آنلاین تبدیل شود. نتیجه هرچه باشد، این پروژه نشان می دهد خاطره توییتر قدیمی هنوز برای خیلی ها زنده است، ولی آینده را نمی شود فقط با بازسازی گذشته ساخت.
برای دریافت جدیدترین اخبار تکنولوژی با مجله هوش مصنوعی با ما همراه باشید
نظرات کاربران